تحمل خوشبختی........

یکشنبه 24 دی 1391 05:47 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

آدم ها در اصل توان تحمل خوشبختی را ندارند ، طالبش هستند ، بی تردید ،
ولی همین که بهش برسند ،
حرص و جوش می زنند و خواب چیزهای دیگری را می بینند .
باغ گذر - مارگریت دوراس


آخرین ویرایش: - -

 

از خودم پرسیدم .....

شنبه 23 دی 1391 10:13 ق.ظنویسنده : ali reza gh

 
امروز كه از خواب بیدار شدم

از خودم پرسیدم: زندگی چه می گوید؟

جواب را در اتاقم پیدا كردم...

پنكه گفت: خونسرد باش!

سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!

پنجره گفت: دنیا را بنگر!

ساعت گفت: هر ثانیه باارزش است!

آیینه گفت: قبل از هر كاری، به بازتاب آن بیندیش!

تقویم گفت: به روز باش!

در گفت: در راه هدف هایت، سختی ها را هُل بده و كنار بزن!

زمین گفت: با فروتنی نیایش كن!

آخرین ویرایش: - -

 

نزن گلم........

پنجشنبه 21 دی 1391 01:06 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

عشق واسه یه زن وقتیه كه از روی ناراحتی
با دستای ظریفش رو سینه‌ی ستبر مردش می‌كوبه و

مرد آروم بغلش می‌كنه،

دستاشو می‌بوسه و میگه:
نزن گلم دستای خودت درد می‌گیره...


آخرین ویرایش: - -

 

و من تنهای تنهایم.....

چهارشنبه 20 دی 1391 04:42 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 
در این خانه ی متروکه ی ویران را کسی دیگر نمی کوبد

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع می سوزم

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم

و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم

درون سینه پر جوش خویش ، اما

کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم

که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

آخرین ویرایش: - -

 

مگه کوری......!@@

دوشنبه 18 دی 1391 04:19 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد ،

اما هروقت تنم به جماعتی خورد گفتند:

مگه کوری؟؟


....روزگارتان بی نیاز از آن جماعت باد.....


آخرین ویرایش: - -

 

نیا باران زمین جای قشنگی نیست......

یکشنبه 17 دی 1391 05:56 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

نیا باران زمین جای قشنگی نیست...

من از اهل زمینم خوب میدانم که اینجا

جمعه بازاری است...!!!

و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

در اینجا قدر نشناسند...

مردم شعر حافظ را به فال کولیان اندازه می گیرند

زمان سرد است و بی احساس...

چرا بیهوده می آیی؟؟؟

نیــــــــــا بــــــــــاران زمیــــــــــن جــــــــــای قشنگــــــــــی نیســــــــــت...!!!


آخرین ویرایش: - -

 

دلم........!@!@

شنبه 16 دی 1391 06:32 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 
اینجا صدای پا زیاد مـــی شنوم

امـــا ...

هـیچكدام تـــــــو نیستــــی

"دلـــــم "

خوش كرده خودش را به این فكر

كه شاید " پا برهـنه " بیایی

آخرین ویرایش: - -

 

محکم بـــاش......!@

پنجشنبه 14 دی 1391 01:31 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

محکم بـــاش وقتی خیلی نرم میشوی...


همه

خَمَــــــت می کنند

حتی

کسی که انـــتظار نداری

آخرین ویرایش: - -

 

شاید....!@

یکشنبه 10 دی 1391 05:02 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

از تنهایی های من برایشان بگویید

                                     بگذارید بدانند چه رنجی پشت رفتنشان ست

                                                                                شاید تنهایتان نگذارند !


آخرین ویرایش: - -

 

هی کافه چی......!@!@

شنبه 9 دی 1391 05:43 ب.ظنویسنده : ali reza gh

 

هی!
کافه چی!
میزهایت را تک نفره کن!
نمی بینی؟! همه تنهاییم!


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 23 ) ... 3 4 5 6 7 8 9 ...