تکسوار tag:http://1savar.mihanblog.com 2019-09-15T02:39:51+01:00 mihanblog.com نویسنده 2013-10-12T09:33:46+01:00 2013-10-12T09:33:46+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1023 ali reza gh سلام به همه دنبال یه نویسنده می گردم واسه وبلاگ هر کی مایل هست پیغام بذاره سلام به همه دنبال یه نویسنده می گردم واسه وبلاگ

هر کی مایل هست پیغام بذاره

]]>
تو بی نظیری خودت را دریاب.... 2013-08-29T05:47:01+01:00 2013-08-29T05:47:01+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1021 ali reza gh حضورت هدیه ای برای جهان است...تو بی نظیری و بی همتا هستی...زندگی ات میتواند همانی باشد که میخواهی...روز هارا دریاب و در لحظه ها زندگی کن...هیچ چیز بیهوده تر از این نیست که انرزی ات را صرف نگرانی کنی...هر چه بیش تر خودت را درگیر مشکل کنی ان مشکل سخت تر میشود...مسایل را خیلی جدی نگیر...زندگی ات را با ارامش سپری کن نه با افسوس...از مسیر هایی که قبلا هرگز نرفته ای ...یا مسیر هایی که هرگز دوباره فرصت گذر از انها را نخواهی داشت,عبور کن...زندگی راهنمای سفر نیست که ان را دنبال کنی..زندگی ماجرایی است که حضورت هدیه ای برای جهان است...
تو بی نظیری و بی همتا هستی...
زندگی ات میتواند همانی باشد که میخواهی...
روز هارا دریاب و در لحظه ها زندگی کن...
هیچ چیز بیهوده تر از این نیست که انرزی ات را صرف نگرانی کنی...
هر چه بیش تر خودت را درگیر مشکل کنی ان مشکل سخت تر میشود...
مسایل را خیلی جدی نگیر...
زندگی ات را با ارامش سپری کن نه با افسوس...
از مسیر هایی که قبلا هرگز نرفته ای ...
یا مسیر هایی که هرگز دوباره فرصت گذر از انها را نخواهی داشت,
عبور کن...زندگی راهنمای سفر نیست که ان را دنبال کنی..
زندگی ماجرایی است که باید ان را بپذیری...
]]>
راز موفقیت از زبان سقراط ....... 2013-07-25T05:47:36+01:00 2013-07-25T05:47:36+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1019 ali reza gh مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست.  سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم."صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند.  جوان با او به راه افتاد.به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.  جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد.مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست.  سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم."

صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت. سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند.  جوان با او به راه افتاد.

به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید. ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.  جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد.

مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد.

سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟"  گفت، "هوا."سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد."

]]>
من هستم... زنده ام. نفس می کشم...... 2013-07-20T10:24:45+01:00 2013-07-20T10:24:45+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1017 ali reza gh من هستم... زنده ام. نفس می کشم...   هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم..   هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم...   تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.   اما هنوز هستم..   هنوز عاشق بارانم...   هنوز بوی اقاقیا... بوی نعنا..   بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم    از تو چه پنهان بعضی روزها هوایی خانه کودکی هایم می شوم..   دلم برای حیاطی که نیست... م من هستم... زنده ام. نفس می کشم...

 

هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم..

 

هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم...

 

تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.

 

اما هنوز هستم..

 

هنوز عاشق بارانم...

 

هنوز بوی اقاقیا... بوی نعنا..

 

بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم

 

 از تو چه پنهان بعضی روزها هوایی خانه کودکی هایم می شوم..

 

دلم برای حیاطی که نیست... مادربزرگی که نیست..

 

برای بوته یاس و درخت شمشاد و آب و جاروهای بعد از ظهرها تنگ می شود...

]]>
نامه یک مادر به فرزندش ... 2013-07-19T06:45:09+01:00 2013-07-19T06:45:09+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1015 ali reza gh فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من ن فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن


اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم


اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم


اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم


برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی


وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم


وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر


وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم، اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ، که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است


وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده … همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی


وقتی نمیخواهم چیزی بخورم مرا وادار نکن من خوب میدانم که کی به غذا احتیاج دارم


روزی متوجه میشوی که علیرغم همه اشتباهاتم همیشه بهترین چیزها را برای تو میخواستم و همواره سعی کردم بهترین ها را برای تو فراهم کنم


از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو تو باید مرا درک کنی


یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم ان زمان که زندگی را آغاز کردی


زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو … روزی خود خواهی فهمید


کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم

]]>
هشت اصل برای یک زندگی عالی ..... 2013-07-10T09:23:54+01:00 2013-07-10T09:23:54+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1011 ali reza gh   1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.   2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.   3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی ت  

1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

 

2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

 

3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

 

4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

 

5. دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

 

6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

 

7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

 

8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

]]>
تمنا کن ولی خار نشو .... 2013-07-09T13:51:47+01:00 2013-07-09T13:51:47+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1009 ali reza gh *برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش. *برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.برای عشق وصال كن ولی فرار نكن.برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش.]]> امید یعنی ...... 2013-07-09T13:43:13+01:00 2013-07-09T13:43:13+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/1005 ali reza gh امید یعنی بدونی٬ تا هستی میتونی تغییر کنی و دنیا رو تغییر بدی. امید یعنی بدونی٬ خداوند دوستت داره و اگه به تو زمان داده معنیش اینه که توی این فرصت میشه یه کارایی کرد. امید یعنی این که همیشه بخشش خداوند را از اشتباه خود بزرگتر بدانیم. امید یعنی این که اگر دانه ی زندگی صد بار از دستمان رها شد٬باز هم برای برداشتن و به مقصد رساندن آن به ابتدا برگردیم این بار٬ محکم تر گام برداریم. امید یعنی بدونی٬ تا هستی میتونی تغییر کنی و دنیا رو تغییر بدی.

امید یعنی بدونی٬ خداوند دوستت داره و اگه به تو زمان داده معنیش اینه که توی این فرصت میشه یه کارایی کرد.

امید یعنی این که همیشه بخشش خداوند را از اشتباه خود بزرگتر بدانیم.

امید یعنی این که اگر دانه ی زندگی صد بار از دستمان رها شد٬باز هم برای برداشتن و به مقصد رساندن آن به ابتدا برگردیم این بار٬ محکم تر گام برداریم.

]]>
و بالاخره خواهی فهمید که ....... 2013-06-27T06:48:08+01:00 2013-06-27T06:48:08+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/999 ali reza gh همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست. همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.
یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست.
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.
مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.]]>
شما یادتون نمیآد ....... 2013-06-25T06:59:59+01:00 2013-06-25T06:59:59+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/998 ali reza gh شما یادتون نمیاد ، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم ، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما ••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• شما یادتون نمیاد ، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم : بر پاااا . . .بر جاااا… . . . کی غایبه ؟ مرجاااان . . . دروغ نگو من اینجااام . . . ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••  شما یادتون نمیاد ، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبود شما یادتون نمیاد ، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم ، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما

••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم : بر پاااا . . .
بر جاااا… . . . کی غایبه ؟ مرجاااان . . . دروغ نگو من اینجااام . . .

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم ، رو در مینوشتن : آمدیم منزل ،تشریف نداشتید !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو !!

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد : تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست ، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

آتیش آتیشم ، آتیش آتیشم ، اینجا رو آتیششش میزنم ، اونجا رو آتیششش میزنم ، همه جا رو آتیششش میزنم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !

]]>
من باور دارم ....... 2013-05-22T10:24:57+01:00 2013-05-22T10:24:57+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/993 ali reza gh من باور دارم ...که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنىاین که آن*ها همدیگر را دوست ندارند نیست.و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این کهآن*ها همدیگر را دوست دارند نمى*باشد.من باور دارم ...که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمىباشد هر از گاهى باعث ناراحتى ماخواهد شد و ما باید بدین خاطر او راببخشیم.من باور دارم ...که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهدداد حتى در دورترین فاصله*ها. عشق واقعىنیز همین طور است.من باور دارم ...که ما مى*توانیم در یک لحظه کارى کنیم کهبراى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.من باور

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى
این که آن*ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که
آن*ها همدیگر را دوست دارند نمى*باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى
باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما
خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را
ببخشیم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد
داد حتى در دورترین فاصله*ها. عشق واقعى
نیز همین طور است.

من باور دارم ...
که ما مى*توانیم در یک لحظه کارى کنیم که
براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى*کشد تا من همان آدم
بشوم که مى*خواهم.

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه
دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و
دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین
بارى باشد که آن*ها را مى*بینم.

]]>
چندتا جمله خوشگل ......... 2013-05-14T09:39:08+01:00 2013-05-14T09:39:08+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/985 ali reza gh دوستی مثل سیمان خیسه ، که هر قدر بمونی رفتنت سخت می شه ، اگر هم بری جای پات برای همیشه باقی می مونه.    او را گرفتند به جرم چیدن یک شاخه گل زیرا دستانش بوی گل می داد، وهیچ وقت فکر نکردند شاید گلی کاشته باشد.تو می ری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ،اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست. می دونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟اینه که هیچ کس نمی تونه اشکاتو ببینه!     ستاره ها وقتی میشكنن میشن شهاب ا دوستی مثل سیمان خیسه ، که هر قدر بمونی رفتنت سخت می شه ، اگر هم بری جای پات برای همیشه باقی می مونه.
    او را گرفتند به جرم چیدن یک شاخه گل زیرا دستانش بوی گل می داد، وهیچ وقت فکر نکردند شاید گلی کاشته باشد.
تو می ری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ،اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست.

 می دونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟اینه که هیچ کس نمی تونه اشکاتو ببینه! 
    ستاره ها وقتی میشكنن میشن شهاب اما دلی كه میشكنه میشه یه سوال بی جواب . .
    مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم... مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

]]>
راز دوستی در چیست .........؟ 2013-05-13T08:20:26+01:00 2013-05-13T08:20:26+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/983 ali reza gh راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است.راز دوستی در قسمت کردن شادی*ها با دیگران است.راز دوستی در دوست داشتن بی*قید و شرط دیگران است.راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن.راز دوستی در این است که نیازهای دیگران را مقدم بر نیازهای خودت بدانی.راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوش*رویی و حسن نیت بپذیری.راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه*های دوستت احترام بگذار .راز دوستی راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است.

راز دوستی در قسمت کردن شادی*ها با دیگران است.

راز دوستی در دوست داشتن بی*قید و شرط دیگران است.

راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن.

راز دوستی در این است که نیازهای دیگران را مقدم بر نیازهای خودت بدانی.

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوش*رویی و حسن نیت بپذیری.

راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه*های دوستت احترام بگذار .

راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.

راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.

راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی .

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.

]]>
همین*ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…...... 2013-05-08T08:26:18+01:00 2013-05-08T08:26:18+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/975 ali reza gh دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.آدم*هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.آدم*های پیامك*های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم*های پیامك*های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.آدم*هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط*هایی م دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.

آدم*هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم*های پیامك*های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم*های پیامك*های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

آدم*هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط*هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.

آدم*هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.

آدم*هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم*هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین*ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…

]]>
زن یعنی عشق،مرد یعنی ........ 2013-05-06T07:49:41+01:00 2013-05-06T07:49:41+01:00 tag:http://1savar.mihanblog.com/post/969 ali reza gh زن یعنی عشقزن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ...مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ...مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید ... مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا ...مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن ...مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم...مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس...مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت ...مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت...مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم ...مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت...مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت...مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت ...مرد یعنی من،زن یعنی ما...مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست .. زن یعنی عشق
زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ...
مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ...
مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید ...
 مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا ...
مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن ...
مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم...
مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس...
مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت ...
مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت...
مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم ...
مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت...
مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت...
مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت ...
مرد یعنی من،زن یعنی ما...
مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست ..
مرد یعنی  پیمودن ، زن یعنی صبوری...
مرد یعنی اکنون،زن یعنی فردا...
مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن...

]]>